"جشنواره تئاتر مهر";

تئـاتـر کاشان

تاريخچه تئاتر كاشان           

كاشان داراي ديرينه درخشاني در هنرهاي نمايشي است. اگر تعزيه، نقالي، پرده خواني، تخت حوضي و خيمه شب بازي را كه از مصاديق بارز نمايش ايراني هستند، آبشخور تئاتر در ايران بدانيم كاشان از سابقه طولاني و چند صد ساله و جايگاه رفيعي در اين عرصه برخودار است. هنوز نسخه هاي تعزيه مرحوم ميرعزاي كاشاني و فرزندش ميرغم بر تارك ادبيات نمايشي ايران مي درخشد و شبيه خوانان بزرگ كاشاني كه آوازه و سبك اجرايشان بر سر زبان هاست. كاشان در نقالي و پرده خواني و به خصوص نمايش عروسك خيمه شب بازي در دوران نه چندان دور، حرف هاي زيادي براي گفتن داشته است. اما هنر تئاتر به مفهوم امروزي آن به طور اصولي از سال 51 با تاسيس مركز آموزش تئاتر در كاشان شكل گرفت. قبل از آن اجراهاي نمایشی پراكنده و اغلب مناسبتي را در مراسم و جشن ها و بيشتر در سطح آموزشگاه ها شاهد بوديم.

در سال 51، كاشان يكي از معدود شهرهاي بود كه توسط وزارت فرهنگ و هنر آن زمان داراي مركز آموزش تئاتر شد، در حالي كه بسياري از مراكز استان ها فاقد آن بودند. با اعزام كارشناسي بنام آقاي نصرت اله زمان پوركه حق بزرگي بر گردن تئاتر كاشان دارد، تشكيل گروه هاي نمايشي و برگزاري كلاس هاي آموزش تئاتر و متعاقب آن، اجراي نمايش هايی به شکل کلاسیک آن گام های اولیه تئاتر در کاشان بود. گروه تئاتر آزاده و اجرای نمایشی هایی چون(تشنه انتقام، دو سرپل، آسيد كاظم، پهلوان اكبر نمي ميرد و جان نثار حاصل آن دوران است. با هنرمنداني چون صادق داميار، رضا كريمي عراقی، بهمن صادق پور، محمد علي اشرفي، مرتضي امام، ناصر بني آدم، اصغر وطنخواه، كيهان خديوي، سعيد حريري و مرحوم محمود فروزان نيا. در سال 1354، جمعي از دانشجويان دانشگاه كاشان-كه آن روز ها مدرسه عالي علوم كاشان ناميده مي شد- گروه تئاتر پگاه را تشكيل دادند كه اولين گروه تئاتر دانشجويي كاشان بود.

تشكيل اين گروه كه با مركز آموزش تئاتر همكاري داشته و آموزش هاي خود را در آنجا مي ديدند سرفصل جديدي در تئاتر كاشان گشود و با اجراهاي خوب و جذاب، مخاطبان نسبتا زيادي، به ويژه دانشجويان را به سالن ها كشاند و به پويايي هر چه بيشتر تئاتر در كاشان كمك نمود. با اجراهایي چون ميراث، ضيافت،

در حضورباد، خانه را خراب كنيد، چهار صندوق و نسل آواره.

 گام هاي اوليه تشكيل اين گروه، در حقيقت در فعاليت هاي فرهنگي و مذهبي مدرسه علميه ميانچال كاشان براداشته شده بود كه از سال51 در اين مكان، نمايش هايي با موضوعات ديني و مذهبي بر روي صحنه برده و در آن زمان به لحاظ آشنا كردن توده مردم با نمايش، حركتي در خور و شايسته بود. افرادي چون شهيدعباس درستكار، محسن خسروي، اميرحسين چيت سازيان، سيدرضا فاضل، محسن رحماني و... كه در اين رهگذر روحاني گرانقدر كاشان، حضرت حجت السلام والمسلمين حاج آقا محمد مدني در آن دوران با روشن بيني و بصيرت خود موجب حركت هاي نو و موثر فرهنگي بودند، به ويژه در آن شرايط خفقان رژيم طاغوت خدمات بزرگي به فرهنگ و هنر كاشان کردند.

هنرمندان تئاتر چون ديگر اقشار و همپاي آنان همگام با سيل خروشان امت مسلمان در دوران انقلاب، رسالت خويش را انجام داده و به اجراي نمايش در مساجد و تكايا و محلات پرداختند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تئاتر كاشان با حركتي پرشتاب مواجه گشت و چه بسيار از هنرمنداني كه با درك شرايط حساس، به ويژه در دوران جنگ تحميلي به جبهه هاي دفاع مقدس رفته و تئاتر كاشان، شهدايي را نيز تقديم انقلاب کرد.

شهيداني چون: عباس درستكار، عليرضا شباني، قاسم الله وردي، حسين حمديان، احسان محبوبي، حسين امامي، جواد شعار، جواد زاهدي، شهيد معصومي، شهيد بيننده و...كه چراغي شدند برای تئاتر كاشان. در اين دوران افرادي چون عباس پوران، وحيد خسروي، احمد صابرطحان، رضا دلالت، سيدجواد موسوي، اميرحسين حداد، مرحوم يوسف اشنويي، امير نقشه چي، مرحوم عباس محسني، احمد شعباني، ماشالله يزداني، حسين محبوبي، محسن بلنديان و حميد صباغي نيز به بدنه تئاتر كاشان پيوستند.

سال هاي 64و65 با حضور نمايش اسب سفید در جشنواره تئاتر فجر و كسب موفقيت آن، تئاتر كاشان دوران شكوفايي خود را آغاز نمود و با اجراي نمايش هاي پيرچنگي، آن قوم به حج رفته، منديل خيال، مرگ غريان، بشنو از ني و..... در سطح كشور مطرح گرديد.

حضور در جشنواره هاي مختلف و متعبر كشوري از جمله جشنواره بين المللي تئاتر فجر، جشنواره تئاتر دانشجويان كشور، جشنواره تئاتر گلريزان تهران و كسب عناوين مختلف و برگزاري چندين دوره جشنواره هاي تئاتر فجر و كودك و نوجوان در كاشان و به ویژه تاسيس انجمن نمايش كاشان در سال67 به اين حركت ها، شتاب بيشتري بخشيد تلاش هاي آقايان چاكري، رياست وقت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي كاشان و حاج رضا عابديني، مسئول جهاد دانشگاهي كاسان و توجه آنان به تئاتر در اين سال ها، رونق خاصي بخشيده بود. برگزاري ششمين جشنواره سراسری تئاتر دانشجويان كشور در اسفند ماه 1369و برگزاري سومين دوره جشنواره تئاتر كارگران كشور (1373)نشان از اعتلا و پويايي هرچه بيشتر تئاتر كاشان در اين سالها دارد.

درسال هاي مياني دهه شصت، پيوستن نيروهاي جوان و تازه نفسي چون حميدرضا آخوند نصيري، محمدرضا حيدري، جعفر ولايتي، اكبر رضوانيان، حميد سهراب زاده، اكبر سعيدي، مرحوم محسن عسگري و در سال هاي پاياني دهه شصت جوانان پرتلاش و كار آمدي چون مهدي سعادت پور، عليرضا جمالي، محمد حميدي شاد، عباس تيمور زاده و محمد شفافي به پيكره تئاتر كاشان و به روي صحنه رفتن نمايش هايي چون نقل نو به روايتي ديگر در اين دوران حال و هواي ديگري به هنر تئاتر بخشيد.

تاسيس(كارگاه نمايش رها) برگزاري هفته تئاتر مقاومت كاشان(از سال 67 تا 81) تاسيس سازمان رفاهي تفريحي كاشان(79) و برگزاري فعاليت هاي نمايشي از جمله جشنواره هاي تئاتر آموزش شهروندي(79تا82) جشنواره تئاتر ديني(82و83) جشنواره تئاتر كمدي(81تا83)و سرانجام با تجميع جشنواره هاي موضوعي و  برپايي جشنواره سراسري تتاتر مهر توسط سازمان رفاهي تفريحي شهرداري كاشان(سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری فعلی) و در محل فرهنگسراي مهر كاشان از حركت هاي مثبتي بوده است كه در اين سال ها چراغ تئاتر كاشان را روشن نگاه داشته است. بر اين ها بايد 14 دوره سوگواره هنر در ساحت عاشورا و هفت دوره هنرهاي نمايشي در آيينه عاشورا (در زمينه تئاتر) و شش دوره آئين سوگ و مويه(درزمينه تعزيه) را اضافه نمود.

 

 شهیدحسین امامی پور

زمان شهادت: 1363

خاطرات

حسین امامی این پسر دوست داشتنی و مهربان که همواره خستگی ناپذیر در روی صحنه و پشت صحنه یار و یاور گروه های تئاتری کاشان در سال 61 و 62 بود. آن زمان که اکثر نمایش ها در سالن نمایش امیرکبیر (که اکنون تبدیل به پاساژ ملت شده است) اجرا گردید. بدون ادعا و هر گونه تکلفی همه کار می کرد. بچه های تئاتر به حسین علاقه مند بودند و هر وقت گره ای در امکانات و کار اجرایشان پیش می آمد او را جستجو می کردند. حسین آرام و بی صدا به جبهه رفت و در سال 63 به شهادت رسید. ما را تنها گذاشت و خود شاهدی شد بر ما.

وصیت نامه

خدایا تو شاهد باش که من در راه تو کورکورانه قدم بر نداشتم خدایا به من صدها جان بده که جانم را فدای تو و این اسلام عزیز بکنم و دِین خون شهیدان را ادا کنم ای پدر و مادر مهربان اگر خدا این سعادت را به من داد شما ناراحت نباشید و گریه برای من نکنید زیرا که دشمنان اسلام شاد می شوند.

...............

شهید جواد شعار

نمایش ها: حج، ابراهیم، حجربن عدی و...

خاطرات:

دو برادر صادق، دو برادر مهربان، دو برادر متعهد و سرانجام دو برادر هنرمند برادران شعار، تئاتر را از دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در مسجد و مدرسه میانچال کاشان که آن روزها با درایت و حسن نظر و آینده نگری جناب حجت الاسلام محمد مدنی، پایگاهی برای فعالیت های فرهنگی، هنری، مذهبی به شمار می رفت شروع نمودند. شرکت در نمایش های مذهبی که اغلب آن ها درون مایه های سیاسی داشت و استعدادی که این دو برادر از خود بروز می دادند. آن ها را به چهره هایی دوست داشتنی در عرصه نمایش آن دوران بدل ساخته بود. حج، ابراهیم، حجربن عدی و... از نمایش هایی بود که برادران شعار در آن به ایفای نقش پرداختند. با پیروزی انقلاب اسلامی این دو برادر وارد فعالیت های اجتماعی شده و در جهاد سازندگی کاشان به انجام وظیفه انقلابی خود می پرداختند تا این که با شروع جنگ تحمیلی و حضور مستمر در جبهه های حق علیه باطل، تقدیر چنین رقم خورد که این دو با یکدیگر به سوی حضرت حق بال گشایند راهشان پر رهرو باد.

وصیت نامه

با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب و با سلام به روان پاک شهیدان حق و حقیقت. سفارش می کنم اگر شهید شدم که خیلی دوست دارم شهید شوم از دخترم زینب گونه ای بسازید تا همیشه مطیع ولایت فقیه باشد و از همسرم می خواهم هر وفت دلتنگ شدی نماز به پا دار و در آخر نماز اول امام را دعا کن دوم رزمندگان جان بر کف اسلام را و سوم به خود من که شهید شوم.

...................

 شهیدجواد زاهدی

نمایش ها: جنگ حیدری نعمتی

 خاطرات

شهید جواد زاهدی را آخرین بار در محوطه شهرداری کاشان دیدم. در بحبوحه جنگ. آن روزها رزمندگان کاشان آن جا عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل می شدند. در نگاه همیشه آرام و چشمان پراز حجب و حیای او شور خاصی موج می زد. با هم خداحافظی کردیم و او با لحنی متفاوت به من گفت: «از قول من سلام بچه های تئاتر را برسان.»

او رفت و بعد از یک هفته خبر شهادتش را شنیدم. آری، او که در نمایش «جنگ حیدری نعمتی» ایفای نقش نموده و چندین بار در جبهه های نبرد نیز به اجرای نمایش پرداخته بود این بار خود قهرمان نمایش شهادت و ایثار شد. راهش پر رهرو و یادش گرامی باد

وصیت نامه

خداوندا چندی است که به روی تو آمده ام چون تو خود گفتی اگر یک قدم به سویم آیید من هم ده برابر به سوی شما می آیم. حالا که از همه جا دین تو در معرض خطر جدی قرار گرفته و اسلام تو مظلوم واقع شده و رهبری چون تو در ما جلوه گر شده و چون خورشید می درخشد و اگر تمام دشمنان اسلام به اندازه ستارگان آسمان باشند باز به موقع در آمدن خورشید دیگر ستاره ای باقی نخواهد ماند. اکنون نورافشانی آن خورشید ما را به خود جذب کرده درست خلاف آن که همه از حرارت خورشید فرار می کنند ما به این حرارتی که ایجاد نموده ای از شجاعت و رهبری پیامبران گرویده ایم امید است خداوند متعال این پیروی را قبول نماید.

..............................

شهید احسان محبوبی

شهادت: 1364

نمایش ها: قلعه

 خاطرات

ساده بود و صمیمی، کم حرف و خجالتی، حیای خاصی در چشمانش موج می زد. همیشه در جمع بچه های تئاتر بود ولی تو گویی همه جا بود و هیچ حا و سرانجام مظلومانه و بی سر و صدا به شهادت رسید. خبر بسیار ساده، «احسان شهید شد» و همه مات و مبهوت یکدیگر را می نگریستیم. شهید احسان محبوبی در خانواده ای شهید پرور که قبلاً برادر بزرگترش در جبهه های نبر حق علیه باطل به شهادت رسیده بود رشد یافته و سرانجام در سال 1364 در پی اعزام داوطلبانه در جبهه های جنوب به لقاء الله پیوست.

خاطره هنرمنایی او در نمایش قلعه در سال 1362 هرگز از ذهن بچه های تئاتر کاشان نمی رود. یادش گرامی

وصیت نامه

اکنون که به خواست خداوند تبارک و تعالی توفیق آن را پیدا کردم تا در میدان آزمایش الهی حضور یابم، امید آن دارم در این راه فاتح، شاد، سربلند و قلبی آکنده از شادی و ندای پیروزی بر لب به آغوشتان باز گردم. اینک که بار هجرت بسته و خود را برای جهاد اصغر آماده کرده ام امیدوارم که در جهاد اکبر به یاری خدا پیروز شوم و آن گونه که مکتب اسلام خواسته است بتوانم خود را سربازی خداگونه پرورش دهم.

 

تصاویر شهدای هنرمند کاشان :


Masoomi.jpgDorostkar.jpg

Emami Poor.jpgHamdian.jpg

Javad Shoar.jpgShabani.jpg